ای کاش قطره ی اشکی بودم ، از چشمانت جاری می شدم و در گونه هایت
می غلتیدم و روی لبانت می مردم ....
من امشب درس غم را از لب پیمانه می خوانم
سرود گریه ام را با دل دیوانه می خوانم
من امشب تا سحرگاه می نشینم در دل شب
غزلهای غم خود را یک به یک مستانه می خوانم.
غم امشب هر چه می گوید حقیقت دارد
نه او افسانه می گوید ، نه من افسانه می خوانم....

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست
تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست
تنهايي را دوست دارم...........
زيرا در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست
و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد.
چون در تنهايي به تو فکر مي کنم .
شايد در سکوتي يا شايد در شبي سرد و باراني دوباره در کنارم باشي .
تنهايي را دوست دارم .........
منتظر باش اما معطل نشو،
تحمل کن اما توقف نکن،
قاطع باش اما لجباز نباش،
صریخ باش اما گستاخ نباش،
بگو اره اما نگو حتما،
بگو نه اما نگو ابدا،
این یعنی همی چی باشیم ولی هیچی نباشیم.
امروز می خواهم تا برای "تو" بنویسم ... چه اهمیتی دارد، باشی یا نباشی ... چه اهمیتی دارد این ضمیر"تو" تهی باشد از هر ظهوری و وجودی ....
اما مگر می شود ... "تو"یی که اثری نمی گذارد و نامی نمی پذرید ... به زبان و قلم جاری شود ....
اما هر چه می اندیشیم تصویری از "تو" نمی یابم ... حس می کنم وجود داری اما فارق و آزاد از ماهیتی هستی که بتوان تجسمت کرد ....
نامت را "تو" می گذارم ... وجودی که "تو" نامیده شود و وجودی که ماهیت نمی پذیرد ... به بیکران هستی وسعت می یابد و نامحدود می شود ....
حال می توانم به تو رنگ بزنم ... می توانم مداد رنگیهای شمیم زهرا را بردارم و و برایت چشمهایی نارنجی و لبانی آبی و گوشهایی سبز بکشم ....
اینک تو به زیبایی اندیشه من رنگ می گیری و من خود را در تو باقی می گذارم ....
امروز حس می کنم به "دو شدن" نیاز دارم و جدا کردن خود از خودم ... تا "تو" ظاهر شوی ... آنوقت کنارت بنشینم و در سکوت، من در سکوت ... برایت بگویم و "تو" در سکوت بشنوی ....
نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد
«چه سیب قشنگی!
حیات نشئه تنهایی است.»
و میزبان پرسید:
قشنگ یعنی چه؟
-قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
و عشق، تنها عشق
ترا به گرمی یک سیب می کند مأنوس.

ما که تو خط عروسک و شکلات نبودیم امروز
خوب نیس ما خیلی بچه مثبتیم ![]()
واسه خاطر همین --ولی واقعا هم ولنتاین هم سپندار رو دوس دارم
آرزو دارم که کسی رو دوست داشته باشین و او هم متقابلا شما رو، و این روز و روز ۲۹ بهمن رو از یاد نبرین واسه دادن
روز والنتین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) عیدی در روز ۱۴ فوریه (۲۵ بهمنماه) و در برخی فرهنگها روز ابراز عشق است.
بدون مقدمه....!
سمبلهای روز ولنتاین:
شکل یک قلب ساده و یا تیر خورده: از آنجـایـی کـه قـلب مرکز احساسات عمیق،اصیل و پر شور است. قلب تیر خورده آسیب پذیری عشق را نشان میدهد، هنگامیکه عاشق از سوی معشوق خود طرد می شود. قلب تیر خورده نشانه پیوند و اتحاد زن و مرد نیز میباشد.

2- کیوپید (CUPID):
کـه به شـکل یک کودک برهنه، فربه و بالدار ترسیم میگردد. این کودک شیطان
با لبخندی موذیانه تـیـر و کمان نیز با خود حمل میکند. چنانچه یکی از
تیرهای این کودک به قلب فردی اصابت کند وی فورا عاشق میشود.
کـیوپید در واقع پسر ونوس الهه عشق و زیبایی در افسانه های روم باستان می بـاشد. معنی لغوی آن "آرزو " است.
کوپید برخی اوقات آمور (AMOR) نیز نامیده میگردد. همتای کوپید در افسانه های یونانی اروس ((EROS نام دارد.

3- کبوتر،قمری و مرغ عشق: این پرندگان نماد وفاداری، پاکی و معصومیت هستند.

4- گل رز: گل سرخ شهبانوی گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و گذشت.

5- تور: جنـس دستـمال خانم ها را در گذشـته تشـکـیـل میـداده است. در زمــانهای دیرین رسم بر آن بوده که هرگاه
دسـتـمال خـانمـی به زمیــن می افتاد مردی که متوجه آن میشده بلافاصله آن را از زمین برداشته و به زن میداد.

6- گره های عشق: از یک سری حلقه های در هم تنیده و بافته شـده تشکـیـل یافته اند. این حلقه ها آغاز و پایانی ندارند و نماد عشق جاودانی و پایدار است.

7- علامت"X":این علامت به معنی بوسه در کارت های تبریک و نامه های روز ولنتاین است.
8- روبان قرمز: این رسم به زمانهای قدیم بازمیگردد که شوالیه ها هنگـامیکه عازم جنگ بودند نوار یا روسری از معشوقه خود دریافت کرده و آن را به یادگار با خود میبردند.

* سالیانه بیش از یک میلیارد کارت تبریک ولنتاین در سراسر جهان رد و بدل میگردد که 85% آنها توسط زنان خریداری میشود.
* سالیانه 50 میلیون گل رز و میلیونها جعبه شکلات در سالروز ولنتاین هدیه داده میشود که اغلب آنها را مردان خریداری میکنند.
* هدایای روز ولنتاین شامل: گل رز و یا دسته گل کوچک، شکلات، کارت تبریک ولنتاین، عروسک، شمع، یک نامه عاشقانه، یک قطعه شعر عاشقانه و یا هدیه کوچک.
* برای جشن گرفتن این روز به یک کافی شاپ و یا برای صرف شام به یک رستوران دنج بروید.
* رنگهای روز ولنتاین شامل قرمز، سفید و صورتی است.
* در خصوص تاریخچه و مبداء ولنتاین اختلاف نظر وجود داشته تا جایی که ولنتاین با افسانه در آمیخته است.
* هویت ولنتاین مبهم است. در کل 3 روایت در رابطه با ولنتاین نقل گردیده که به آنها اشاره میکنم.
* جشنواره ای به نام LUPERCALIA که 15 فوریه در رم باستان میان کافران متداول بوده است. لوپرکالیا جشن تطهیر و زمان خانه تکانی بوده است. در این جشن مشرکین از خدای LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هایشان از گزند گرگها قدردانی میکردند. در این فستیوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خدای حاصلخیزی، باروری و جنگلها رومیان یک سگ و دو بز نر را قربانی کرده و از پوست آنها شلاق میساختند. مردان با این شلاقها به میان مردم رفته و به هر کسی که میرسیدند ضربه ای با شلاق به آنها میزدند. دختران داوطلبانه برای شلاق خوردن صف میکشیدند. آنها اعتقاد داشتند که شلاق خوردن با تازیانه های ساخته شده از پوست بز باروری آنها را تضمین میکند. همچنین در این جشن طی بزرگداشت الهه ای بنام JUNO FEBRUTA زنان مجرد نامه های عاشقانه مینوشتند و درون گلدانهایی می انداختند. (و یا تنها نام خود را روی برگه ای مینوشتند) مردان مجرد روم نیز هر کدام یکی از این یادداشتها را از درون گلدانها بیرون کشیده و مشتاقانه بدنبال دختر نویسنده نامه میرفتند. (نوعی دوست یابی) این آشنایی ها اغلب به ازدواج می انجامید. این رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجیح دادند پیش از آشنایی زن را ببینند!
* کلیسای کاتولیک حداقل 3 قدیس بنام VALENTINE و یا VALENTINUS شناسایی کرده که هر سه در روز 14 فوریه به شهادت رسیده اند.
* ولنتاین مقدس یک کشیش مسیحی بوده که در قرن سوم خدمت میکرده است. زمانی که امپراطور CLADIUS دوم بر روم حکمرانی میکرده. کلادیوس دریافت که مردان مجرد از آنجایی که همسر و خانواده ای ندارند (مردان متاهل حاضر به ترک همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بیشتر به سربازی روی آورده و سربازان بهتر، کاراتر و جنگجو تری نیز میباشند. از همین رو ازدواج را برای مردان جوان غیر قانونی و ممنوع اعلام کرد. ولنتاین که این حکم را ناعادلانه و ظالمانه میپنداشت از فرمان کلادیوس سرباز زد. ولنتاین مخفیانه عشاق جوان را به عقد یکدیگر در می آورد. هنگامیکه این عمل ولنتاین بر ملا گشت کلودیوس حکم اعدام وی را صادر کرد.
* خود ولنتاین نخستین فردی بود که برای اولین بار نامه ولنتاین را نگاشت. وی هنگامی که در زندان بسر میبرد دلداده دختر جوانی شد که دختر زندانبان وی بود. این دختر جوان زمانی که ولنتاین در بازداشت بسر میبرد به ملاقات وی می آمد. در انتهای این نامه ولنتاین چنین نوشته بود: "از طرف ولنتاین تو." این عبارت کماکان در نامه های روز ولنتاین استفاده میشود.
* ولنتاین در روز 14 فوریه اعدام شد. تقریبا در سال 269 پس از میلاد. به گرامیداشت وی کلیسایی در سال 350 پس از میلاد بنا گردید که پیکر وی نیز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاین سالروز مرگ و خاک سپاری ولنتاین میباشد.
* پاپ اعظم GLASIUS فردی بود که روز 14 فوریه را، در سال 498 پس از میلاد، روز ولنتاین (ST. VALENTINE'S DAY) نام نهاد. در واقع وی این روز را جایگزین آیین کفرآمیز لوپرکالیا که مختص کافران بود کرد. وی در گلدانها عوض نام دختران اسامی مقدسین مسیحی را نهاد. و با این کار به لوپرکالیا تقدس بخشید. در این آیین مرد و زن هر دو یک نام قدیس را از گلدان بیرون میکشیدند که میبایست تا آخر سال خصوصیات اخلاقی آن قدیس را الگو قرار داده و در خود متجلی می ساختند.
* روایت دیگر: در دوران کلادیوس مسیحیت به شدت سرکوب میشد. ولنتاین نه تنها کشیش و مبلغ مسیحیت بود بلکه رهبر جنبش زیر زمینی مسیحیان نیز بود. اغلب کشیشها در این دوران زندانی و سپس اعدام گردیدند. ولنتاین پس از به زندان افتادن دختر نابینای زندانبان خود را شفا میدهد. کلادیوس پس از اینکه از این خبر مطلع میگردد به خشم آمده و دستور میدهد سر وی را از تنش جدا سازند.
* کهن ترین نامه و شعر ولنتاین توسط چارلز، دوک اورلئان نگاشته شد. وی زمانی که در سال 1415 و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر میبرد این نامه را برای همسر خود نوشت.
* روایت دیگر حاکی از آن است که ولنتاین یک مسیحی بوده که عاشق کودکان بوده. اما از آنجایی که وی از پرستش خدایان سر باز میزده به زندان فرستاده میشود. اما کودکان که به وی علاقه مند بودند دلتنگ وی شده و برای وی پیامهای مهر آمیزی مینوشتند. این کودکان نامه ها را از لابه لای میله های زندان به درون سلول ولنتاین می انداختند. وی در سال 14 فوریه 269 پس از میلاد اعدام شد.
* برخی هم روز ولنتاین را به باور مردمان انگلیس و فرانسه قرون وسطی نسبت میدهند. آنها اعتقاد داشتند که پرندگان در روز 14 فوریه جفت خود را انتخاب میکنند.
* برگزاری جشن ولنتاین امروزی از دو کشور فرانسه و انگلیس آغاز گردیده است.
* ابتدا کارتهای تبریک ولنتاین را هر کس خودش تهیه میکرد اما از سال 1800 کارتهای تبریک ولنتاین تجاری به بازار عرضه گشت. البته این کارتها نیز دست نوشته و دارای نمادهای ولنتاین نقاشی شده بودند. سپس کارتهای تبریک چاپی جایگزین آنها گردید.
* در گذشته دور در ایتالیا و انگلیس رسم بر آن بود که زنان مجرد پیش از طلوع آفتاب روز ولنتاین از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود می ایستادند تا مردی از مقابل پنجره آنان عبور کند. اعتقاد بر آن بود که با اولین مردی که در آن روز ببینند، ظرف یکسال ازدواج خواهند کرد. شکسپیر نیز در نمایشنامه هملت به این باور اشاره کرده است.
* در برخی کشورها رسم بر این است که مردان جوان روز ولنتاین لباس به زنان هدیه میدهند. چنانچه زن آن لباس را برای خود نگه دارد نشانه آنست که زن خواهان ازدواج با آن مرد است.
* در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستین لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شوید.
* در زمانهای گذشته در ولز چنین مرسوم بود که در سالروز ولنتاین قاشقهای چوبی به یکدیگر هدیه بدهند. روی این قاشقهای چوبی معمولا نقش قلب و کلید و قفل کنده کاری شده بود. معنی این کنده کاریها چنین بود: "تو قلب مرا گشوده ای" یا "کلید دروازه قلب من دست توست."
* برخی باورهای آمیخته با خرافات نیز در رابطه با روز ولنتاین وجود دارد. اگر در این روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد کرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسیار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد.
* کودکان انگلیسی در صدها سال پیش در این روز مانند بزرگترها لباس بتن میکردند و خانه به خانه به ترانه سرایی و آواز خوانی میپرداختند.
* اما در ژاپن روز ولنتاین به گونه ای دیگر مرسوم است. روز ولنتاین این دختران هستند که باید به مردان شکلات هدیه بدهند. زنان شاغل به اجبار باید به تمام همکاران مرد خود بویژه رییس خود شکلات هدیه بدهند. اما در روزی موسوم به "روز سفید"(WHITE DAY) که تاریخ آن 14 مارس میباشد مردان برای جبران محبت خانمها به آنها هدیه میدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هدیه مردان معمولا یک لباس زنانه سفید رنگ است.
* در چین هم افسانه ای وجود دارد که نمادی از عشق است و روز ولنتاین چینی ها محسوب میگردد. این روز هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی است. این روز فستیوال دختران نیز نامیده میگردد. در این روز مردم چین به ستاره ها خیره میشوند. دختران نیز دعا میکنند تا کدبانوهای با کفایتی در آینده شوند و همچنین شوهر مناسبی نصیبشان گردد. پسران مجرد نیز دعا میکنند تا هر چه زودتر معشوق خود را بیابند.
* بنابراین روز ولنتاین از روم به فرانسه و انگلیس وسپس به آمریکا راه یافت و اکنون در تمام جهان جشن گرفته میشود.
در فرهنگ ایرانی
سپندارمزگان جشن گرامیداشت زمین و زن و روز مهرورزی به مظاهر مهر و فروتنی است. در این روز مردان به زنان خود، با محبت هدیه میدادند و زنان و دختران را از کارهای روزمره معاف کرده بر تخت شاهی مینشاندند و از آنها اطاعت میکردند.
اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کردهاند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمزگان بجای والنتین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.
در عربستان سعودی
در عربستان سعودی فروش محصولات مربوط به روز والنتین مانند
گل رز در روزهای نزدیک به این روز، ممنوع میباشد و پلیس مذهبی این کشور
از مغازه داران میخواهد تا چنین چیزهایی را به فروش نرسانند.....!

**********************************************
**********************************************
**********************************************
و اما آیا میدانید روز ولنتاین در روزگار عصر حجر چگونه بوده......؟
نمیدانید ... خب من هم فقط برای توضیح شما را به عکس زیر ارجاع میدهم.....






ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت؟
گفت: جايي كه ميري مردمي داره كه تو رو مي شكنند، نكنه غصه بخوري
من همه جا با تو هستم. تو تنها نيستي
توي كوله بارت عشق ميزارم كه بگذري
قلب ميزارم كه جا بدي
اشك ميدم كه همراهيت كنه
و مرگ كه بدوني برميگردي پيش
خداوندا ! از تو متشکریم که ما را بر رژیم غاصب ستمشاهی پیروز کردی و انقلاب اسلامی را به وجود آوردی .![]()
از تو متشکریم که انسان ها را با رنگ و نژادهای گوناگون آفریدی تا در هر گوشه ی این کره خاکی به یک زبان صحبت کنند
......
...
خداوندا !! ... از تو متشکریم که درس های عمومی را آفریدی تا ما واحدهای این ترم خود را با معدلی آبرومند پاس کنیم ...!!بر اين شبهاي موهوم ،
بر اين تنهايي مسموم ،
خيال تو چاره اي بود .
نه به فردايي پر از خاطره مي انديشم
نه به دنيايي پر از حادثه مي انديشم
نه به خويش و نه به عالم و نه به پاييز و بهار
نه به امواج پر از آينه مي انديشم
نه به فردايي پر از حادثه مي انديشم
نه به دنيايي پر از خاطره مي انديشم
نه به خويش و نه به عالم و نه به پاييز و بهار
نه به امواج پر از آينه مي انديشم
نه به اين بار گران نه به اين آب روان
نه به اين و نه به آن به تو مي انديشم
نه به تخت و نه به زينت
دل نبستم بر زمينت
نه به جان و نه به اين تن
به تو انديشم گل من
نه به تخت و نه به زينت
دل نبستم بر زمينت
نه به جان و نه به اين تن
به تو انديشم گل من
با تو عاشقم هميشه
تويي برگ و تويي ريشه
با تو عاشقم هميشه
تويي برگ و تويي ريشه
كرده اين ساده ي عاشق
تو تنم عشق تو ريشه
كرده اين ساده ي عاشق
تو تنم عشق تو ريشه
زندگي بي تو نميشه
با مني تو تا هميشه
نه به تخت و نه به زينت
دل نبستم بر زمينت
نه به جان و نه به اين تن
به تو انديشم گل من
نه به تخت و نه به زينت
دل نبستم بر زمينت
نه به جان و نه به اين تن
به تو انديشم گل من
نه به تخت و نه به زينت
دل نبستم بر زمينت
نه به جان و نه به اين تن
به تو انديشم گل من
نه به تخت و نه به زينت
دل نبستم بر زمينت
نه به جان و نه به اين تن
به تو انديشم گل من
با تو عاشقم هميشه
تويي برگ و تويي ريشه
كرده اين ساده ي عاشق
تو تنم عشق تو ريشه
زندگي بي تو نميشه
با مني تو تا هميشه
زندگي بي تو نميشه
با مني تو تا هميشه
زندگي بي تو نميشه
با مني تو تا هميشه
زندگي بي تو نميشه
با مني تو تا هميشه.....
من دوباره اومدم
بازم میام
نظر بدین ها
یلدا خانم جیگر
آیدا خانم عزیز
صدف گلم
سوگند جووونم
ساناز جیگیلی
روژین جون![]()
الناز خانم
لیدا جون
یه دختر
پریا خانم گل
آنیتا جون
راز عزیز
مهدیه ی پاییزی گل![]()
فائزه خانم
شقایق خانم
نرگس خانم
چاپاریست گلم
ماهی تپله
جوجوی ناز
ساحارا![]()
مهسا
کیوان
بی کس=محمد
امیر
شهاب عزیز
مرتضی
امیرحسام
سجاد![]()
داریوش
شهریار
رضا
عاشق تنها
اراک وب
خ.بغدادی
مطلب
elai![]()
یکی هم نظر داده ولی اسمشو ننوشته.![]()
من اسم همه رو نوشتم که یه وقتی خدایی نکرده کسی از دستم ناراحت نشه.![]()
قربون همتون برم مممممممممممممن.![]()
زندگی م اشک
زندگی باغ گلی است که از آن باید چید
عشق را... عاطفه را... و به گلدان دل خویش نهاد
زندگی بودن نیست
زندگی زیستن است
زندگی جنبش و جاری شدن است
از زندگی رویا نیست
زندگی زیبایی است
در دل این مزرعه ی خشک و تهی بذری ریخت
میتوان فاصله ها را
دل من با دل تو هر دو بیزار از این فاصله هاست
![]()
![]()
![]()
![]()
یک روز احمدی نژاد و آقای کروبی و خانم گوهر الشریعه دستغیب داشتند برای افتتاح یک تونل جدید مترو می رفتند. اتفاقا هدیه تهرانی هم به عنوان نماینده هنرمندان با آنها بود. در همین موقع قطار وارد تونل شد و همه جا تاریک شد.![]()
![]()
![]()
![]()
اول صدای یک ماچ آمد و بعد صدای خوردن یک سیلی محکم. قطار از تونل بیرون آمد و احمدی نژاد صورتش را که به دلیل خوردن سیلی سرخ شده بود، با دستش پنهان کرده بود. همه زیر چشمی به هم نگاه کردند و هیچ کس هیچ حرفی نزد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گوهر الشریعه دستغیب با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد احمق می خواست هدیه تهرانی را ببوسد، او هم با سیلی زد توی صورتش.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هدیه تهرانی با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد احمق می خواست مرا ببوسد، اما اشتباها گوهرالشریعه دستغیب را بوسید، او هم با سیلی زد توی گوشش.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
احمدی نژاد داشت با خودش فکر می کرد: این حاج آقا کروبی هدیه تهرانی را بوسید، او هم فکر کرد من او را بوسیدم، محکم زد توی گوش من.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آقای کروبی هم داشت با خودش فکر می کرد: اگر وارد یک تونل دیگر بشویم، دوباره صدای بوسیدن در می آورم و یک سیلی محکم دیگر می زنم توی گوش احمدی نژاد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()